1 BTC = 129,000,000 تومان

تمام مطالب نویسنده

کوچک تر شدن سایز بلاک های بیتکوین! مزایا و معایب

بلاک

بلاک های کوچکتر، استقبال به مشارکت بیشتر!

امروزه، بحث و جدل های  زیادی درخصوص تغییر سایز بلاک های بیت کوین  وجود دارد و بسیاری بر این باورند که مشکلات مقیاس پذیری و پایین بودن سرعت پردازش تراکنش های موجود بیتکوین ،  با کوچکتر کردن سایز بلاک ها قایل حل خواهد بود.

با کوچک تر شدن بلاک ها، دیتای کمتری در هر بلاک قرار می گیرد . که این موجب سهولت تایید تراکنش ها گشته و در نتیجه افراد بیشتری مشتاق فعالیت در شبکه بمنظور تایید تراکنش ها خواهند شد. که این امر باعث افزایش اعتماد و اطمینان بیشتری در شبکه بلاکچین می گردد.

 تمرکز زدایی، یکی از ویژگی های اصلی بیت کوین می باشد که کوچکتر شدن سایز بلاک ها به این امر  کمک شایانی می نماید .  چرا که با کوچک تر شدن بلاک ها،  مشارکت افراد جهت صحت سنجی تراکنش ها افزایش یافته و به تبع آن قوام شبکه بلاکچین بیشتر می گردد.

در ادامه با جرئیات بیشتری در این باره توضیح خواهیم داد.

تا چه میزان سایز بلاک ها را کاهش دهیم ؟

Smaller Blocks

یکی از طرفدارن اصلی کوچک تر شدن بلاک ها(Luke Dash ) قرار است  حد فاصل ۱ آگوست تا ۱ دسامبر سال جاری میلادی ، یک نظرسنجی راجع به کاهش سایز بلاک ها برگزار کند که اگر اکثریت شرکت کنندگان موافق این موضوع  بودند سافت فورک (soft fork) بیتکوین صورت پذیرد.

براساس این سافت فورک سایز بلاک ها از ۱MB  به۳۰۰KB  کاهش خواهد یافت  که این کوچک تر شدن  بلاک ها منجر به راحت تر شدن تایید آنها می گردد.

Luke Dashjr

آیا اساساً زمان مناسبی برای کاهش سایز بلاک ها است؟

اولین بارایده ی کاهش حجم بلاک ها به۳۰۰KB   در سال ۲۰۱۷ توسط Luke Dash  مطرح شد اما آنچنان با استقبال روبرو نگردید. ولی در حال حاضر، این ایده به دلایل مختلف بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

کاهش نودها

تعداد نودهای فعال در شبکه بیتکوین کاهش یافته است.

جهت یاد آوری: دو نوع نود در شبکه وجود دارد که به کاربر اجازه ی دسترسی به شبکه ی بلاکچین را می دهد.

فول نود (Full Node) :  این نودها با دانلود تمام فایل حال حاضر بلاکچین ، مستقیماً به آن متصل شده  وهمچنین از تمام قوانین بلاکچین بیتکوین پیروی می نماید و کلیه تراکنش های موجود در هر بلاک جدید را صحت سنجی می نماید. متاسفاته این نودها برای راه اندازی نیاز به هزینه زیاد دارند .

نودهای (SPV Node): این نود ها با هزینه و پیچیدگی کمتری  راه اندازی می گردند ،  اما دو نقطه ضعف جدی دارند :

  1. کاملا وابسته به فول نود ها می باشند.
  2.  بدون صحت سنجی تراکنش ها، آنها را می پذیرند.

طبق گفته Luke Dash، فقط در سال گذاشته تعداد فول نود ها از ۱۰۰ هزار عدد  به ۶۰ هزار کاهش یافته است.

 این کاهش نگران کننده است چرا که هرچه تعداد فول نود ها کمتر شوند،  درصد خطر تبانی و فساد در شبکه بلاکچین بیشتر می شود. در واقع با کم شدن تعداد فول نود ها ، ممکن است سیستم مرکزی فول نود به وجود بیاید و در نهایت نودهای SPV  جهت دسترسی به شبکه بلاکچین باید به این سیستم مرکزی متصل گردند .

همانطور که Samson Mow مدیر راهبردی Blockstream در مقاله Hard Fork توضیح داده است: اگر حجم بلاک ها زیاد باشد، فول نود ها برای کار کردن نیاز بهData Center  های بزرگ دارند و دیگر افراد معمولی نمی توانند فول نود خود را داشته باشند که این با روح و فلسفه وجودی بیتکوین که تاکید بر تمرکز زدایی دارد، کاملا در تعارض می باشد.

امید به شبکه لایتنینگ

مخالفت های بعمل آمده با کوچک تر شدن سایز بلاک های بیتکوین به دلیل افزایش کارمزدها و همچنین کند شدن سرعت تراکنش ها ، کاملا واضح و به جا بوده است .

اما وقت آن رسیده است که با استفاده از شبکه لایتنینگ تراکنش های بیشتری را با سرعت بالاتر بر روی شبکه پردازش نماییم.

لایتنینگ

برنامه نویسان بیتکوین تقریبا همگی متفق القول به این جمع بندی رسیدند که مشکلات ناشی از کوچک تر کردن سایز بلاک های بیتکوین را می توان با استفاده از شبکه لایتنینگ مرتفع کرد.

پس از آنکه Luke Dash پیشنهاد کوچک تر کردن سایز بلاک ها را مطرح نمود ، اشخاص سرشناس دیگری در جامعه برنامه نویسان بیتکوین از جمله John Carvalho از این ایده حمایت و شبکه لایتنینگ را بعنوان ابزاری برای خنثی کردن افزایش کارمزدها ذکر نمودند.

Vinny Lingham یکی از کارآفرینان دنیای اینترنت که از او بعنوان “بیتکوین اوراکل” یاد می شود ، در ابتدا موضع بی طرفانه ای در قبال سایز بلاک های بیتکوین اتخاذ می نمود اما در حال حاضر اون نیز از ایده Luke Dash حمایت می نماید.

این نشان میدهد با گذشت زمان ممکن است نظرات افراد در این خصوص تغییر نماید و این افراد نیز متعاقد به پذیرش این نظریه گردند.

حامیان نظریه Luke Dash

صرفنظر از افرادی مانند Roger Ver که با قاطعیت پیشنهاد کوچکتر نمودن اندازه بلاک های بیتکوین را رد می نمایند ، دیگر فعالان و متخصصان برجسته رمزارزها ، پیشنهاد و نظریه Luke Dash را از دیدگاه فنی ، قبول دارند.  اما آنها در عین حال به هیچ وجه تصور پیاده سازی سهل و سریع این تئوری را بصورت عملی ندارند.

عدم کاهش سایز بلاک ها در بیتکوین  موجب کاهش تعداد فول نود ها در شبکه میشود. ازآنجایی که نود های SPV از طریق فول نود ها به شبکه دسترسی دارند، هر گونه کلاه برداری و یا رفتار غیر عادی در صحت سنجی یک بلاک توسط یکی از فول نودها تشخیص داده شده و در کل شبکه اطلاع رسانی میگردد.

نود های SPV نیز از آن مطلع گشته و این بلاک بدون هویت و صحت در شبکه رها می گردد. فارغ از اینکه این روش منجر به کاهش خطر کلاه برداری می گردد، هنوز نودهای SPV ازخطر فریب مصون نخواهند بود.

تا کنون اجماعی جهت تغییر سایز بلاک ، صورت نگرفته است

صرف نظر از بحث های فنی برای تغییر سایز بلاک ها ،  نیاز به اجماع تمام افراد در شبکه بلاکچین در این خصوص می باشد.

هم اکنون این موضوع مورد قبول بسیاری ازافراد فعال در شبکه نمی باشد چرا که خیلی ها فکر می کنند هر گونه تغییری در شبکه ممکن است تبعات بد تری داشته باشد و مانند BitcoinCash موجب هارد فورک دیگری گردد.

cobra

نتیجه

کاهش حجم بلاک ها به ۳۰۰KB می تواند کمک زیادی به راحت تر شدن صحت سنجی تراکنش ها نماید که این باعث می شود اشخاص بیشتری به این شبکه روی آورده و در نتیجه اعتماد و تمرکز زدایی در شبکه افزایش یابد.

مهمترین فاکتور در شبکه، اعتبار سنجی تراکنش ها می باشد که باعث قوام شبکه می گردد. کوچک تر کردن سایز بلاک ها می تواند به کاهش ازدحام تراکنش ها و افزایش پایداری در شبکه کمک کند.

تراکنش

علی رغم وجود تکنولوژی و  دلایل منطقی برای تغییر در حجم بلاک ها، این تغییرات منوط به رضابت افراد مشارکت کننده در شبکه بلاکچین بیتکوبن می باشد.

 تغییر طرز تفکر و نوع نگاه به مراتب سخت تر از تغییر در کد یک برنلمه و یا بلاکچین است.

طیف بلاکچین !

بلاکچین

چه مشخصه هایی یک بلاکچین را شکل می دهند و نبود کدامیک باعث از بین رفتن آن می شود؟

پایگاه های داده . بلاکچین . بیتکوین

در تعریف سه مفهوم بالا ، معانی و مفاهیم مشترک ، مشخصه های مشابه باعث ایجاد یک سردرگمی علی الخصوص برای تازه واردان به این عرصه گردیده است و حتی گاهی زمینه ایی برای کلاه برداری فرصت طلبان ایجاد کرده است.

اما بلاکچین اولیه و اصلی که به بلاکچین بیتکوین معروف شده است ، به هیچ وجه هدفش کلاه برداری نبوده است .صرفنظر از تمام مزایای عالی و بی نظیر بلاکچین باید به این حقیقت معترف بود که بلاکچین بیتکوین ،  کند و برای عملیاتی شدن هزینه بالایی را نیاز دارد .

این هزینه بالا در واقع هزینه مستقل بودن کامل بلاکچین که بتواند بدون حمایت و پشتیبانی یک دولت و یا یک شرکت بزرگ به حیات خود ادامه دهد، می باشد .

شاید بتوان از نقطه نظر استقلال یک بلاکچین ، آنها را در طیف زیر تقسیم بندی کرد:

طیف

بلاکچین ها ( طیف سبز)

در این طیف بلاکچین هایی حضور دارند که غیر متمرکز ، غیر قابل تغییر و کاملاً قابل دسترس برای هر شخص هستند.

سطح ۱ : ( بیتکوین )

مشخصات : کاملا غیر متمرکز ، بی طرف ، شفاف ، غیر قابل تغییر و بدون نیاز به مجوز

مثال : بلاکچین بیتکوین

مزایا : تنها زنجیره ای می باشد که بصورت کاملا طبیعی گسترش یافته و احتمالا منحصر بفردترین پدیده در حوزه مالی و پولی باقی می ماند.

معایب: گسترش بلاکچین بیتکوین بصورت کاملا مستقل ، نیازمند صرف هزینه و انرژی و سرعت پردازش فراوانی می باشد.

سطح ۲: بلاکچین های نو ظهور :

مشخصات : محبوب و قابل دسترس برای همه ، این بلاکچین ها به شکل مشخص بر پایه مفاهیم اولیه ارایه شده در بلاکچین بیتکوین بنا نهاده شده اند .
علاوه بر ذخیره تراکنش ها ، این دسته از بلاکچین ها زیرساختی بمنظور ساخت و آزمایش برنامه های کاربردی نیز فراهم می آورند.

مثال : علیرغم مشکلاتی که در مقیاس پذیری بلاکچین اتریوم وجود دارد، برنامه نویسان اغلب اوقات برای توسعه برنامه های کاربردی و بویژه قراردادهای هوشمند از آن استفاده می کنند.

مزایا : این دسته از بلاکچین ها موفق به جذب نقدینگی بالا و همچنین  حمایت جامعه برنامه نویسان گردیده اند.

معایب: از آنجاییکه این بلاکچین ها hash-power کمتری دارند لذا بیشتر در معرض هارد فورک و هک ۵۱% می باشند . بعلاوه از آنجاییکه کد این بلاکچین ها دائما نیاز به بروزرسانی دارند ، به یک مرجع مرکزی جهت برنامه ریزی و نظارت بر این امر ، نیاز می باشد.

Kevin Rooke

بسیاری از dApp ها (برنامه های کاربردی غیر متمرکز) بصورت غیر واقعی توسط ربات ها اقدام به انجام تراکنش های ساختگی بین خود می نمایند.

سطح ۳: نیمه بلاکچین ها (Semi-blockchains):

مشخصات : این بلاکچین ها حدفاصل بین بلاکچین های عمومی و کوین های کنترل شده توسط شرکت ها می باشند ، نیمه بلاکچین ها  استاد  کسب درآمد از مدل کسب و کارtoken هستند.

مثال: بنیاد NEM بمنظور حفظ و ادامه حیات بلاکچین خود ، درخواست کمک در قالب ۱۶۰میلیون توکن داده است

مزایا : از آنجا که در این نوع از بلاکچین نیازی به اجماع غیرمتمرکز وجود ندارد ، لذا مدیریت تراکنش ها ، سریع تر و کارآمد تر از بلاکچین های عمومی می باشند.

معایب: این بلاکچین ها برای عبور از فیلتر رگولاتوری و قوانین موجود ، سعی بر معرفی خود به عنوان بلاکچین عمومی دارند در حالی که در نهایت باید وضعیت خود را مشخص کنند و به صورت دقیق تر خود را معرفی کنند.

Crypto-List

کوین ها ی معروف و معتبر در سال ۲۰۱۴ که در رده های بالای رده بندی سایت coinmarketcap:
بیش از نیمی از آنها دیگر وجود ندارند. بعضی ازآنها تغییر برند داده اند و در ته این جدول قرار گرفته اند.

بلاکچین های مرکزی (طیف سفید)

این بلاکچین ها وابستگی کامل  به توکن های تولید شده توسط شرکت دارند  و در نتیجه  قسمت زیادی از این توکن ها توسط خود شرکت ها  نگه داری می شوند.  این بلاکچین ها دارای مرکزیت بوده و بصورت مرکزی اداره می شوند (centralized) و برای ردیابی و توزیع کوین مورد نظر از ویژگی های بلاکچین استفاده می نمایند.

سطح ۴: بلاکچین های مرکزی مورد حمایت شرکت ها:

مشخصات :این دسته از  بلاکچین ها  کاملا تحت کنترل شرکت مطبوع خود می باشند و برای کارکرد نیاز به برنامه ریزی و بازار یابی بسیار دقیقی دارند.

مثال : ریپل ، معروف ترین و بهترین مثال از مدل بلاکچین های مرکزی و شرکتی می باشد

مزایا : بلاکچین های مرکزی برای کسب و کار هایی در مقایس کوچک تر بسیار مناسب بوده و از سرعت بالاتری نسبت به سایر بلاکچین ها برخوردار می باشد

معایب: اگر چه شبکه ریپل به مراتب از شبکه بانکی شفاف تر می باشد اما یکی از اصلی ترین معایب آن، وابستگی بیش از حد به خود شرکت ریپل می باشد آنطور که تراکنش های ریپل را می توانند بدون اطلاع و نظر کاربران تغییر و یا ملغی نمایند. علاوه بر آن، علی رغم جذب سرمایه توسط شرکت ریپل ، هنوز کاربردهای زیادی برای توکن ریپل تعریف نشده است .

سطح ۵: بلاکچین های مرکزی مورد حمایت شرکت ها و دلار آمریکا:

مشخصات : توکن های با ثباتی که با دلار آمریکا و یا ارزهای سنتی  دیگر محافظت و پشتیبانی می شوند.

مثال : تتر(Tether ) بعنوان یک نمونه موفق از ارز با ثبات (stablecoin) می باشد، اگرچه  همچنان در حال تغییر و تحول می باشد.

مزایا : بمنظور کاهش نوسان قیمت رمزارزها و همچینین به حداقل رساندن ریسک طرف مقابل (default risk) ، کوین هایی مانند تتر به دلیل ثبات و اطمینانی که در بین کاربران ایجاد کرده اند ، باعث تزریق نقدینگی در بازار شده و در این امر نیز موفق بوده اند .  

معایب: شبکه اینگونه کوین ها بصورت مرکزی اداره می شوند و به شدت تحت تاثیر شرکت حمایت کننده خود می باشند. همچنین ، بدلیل عدم وجود روش دقیق و روشنی برای نقد کردن تتر، بسیاری از اکسچنج هایی که تتر را جزو کوین های مورد پشتیبانی خود دارند از مشتریان خود مبالغی را بصورت کم و نامحسوس به عناوین مختلفی از جمله کارمزد کسر می نمایند.

سطح ۶: بلاکچین های مرکزی مورد حمایت  موسسات بانکی:

مشخصات :  این نوع بلاکچین ها تحت کنترل  موسسات مالی هستند و از ارزهای تثبیت شده با دلار ، محسوب می گردند و همچنین مورد تایید این موسسات هستند.

مثال :دلار جمینی ( Gemini’s GUSD ) به عنوان تنها ارز تثبیت شده با دلار آمریکا می باشد که با نظارت گروه خدمات مالی نیویورک (NYDFS)   و تحت حمایت شرکت آمریکایی State Street  در حال فعالیت می باشد .

مزایا : این دسته از کوین ها  مورد استقبال و پذیرش دیگر شرکت های فعال در این حوزه می باشند چرا که قانون گذاری های لازم در این خصوص انجام شده است . و همین مساله موجب این می شود که شرکت های بیشتری به استفاده از این نوع رمزارزهای تثبیت شده با پول فیات، روی بیاورند.

 معایب:  در اکسچنج ها و شبکه های  کمی مورد استفاده قرار می گیرند و به آسانی امکان نقد شوندگی را ندارند .

J.P.Morgan

J.P.Morgan به تازگی از ارز با ثبات جدید خود رو نمایی کرده است. این ارز که JPM Coin  نام دارد خود را رقیب ریپل می داند و قرار است از آن برای مراودات بین بانکی که در حال حاضر توسط سوییفت انجام می پذیرد، استفاده شود.

“بلاکچین های بسته” (Closed Blockchains) که به  پایگاه داده نیزمعروف هستند  (طیف آبی)

سیستم ها در این طیف، بر پایه Oracle  ویا  PostgreSQL  طراحی می شوند .
امکان اتصال و  دسترسی برای کاربران خارج از سیستم به این دیتابیس ها  وجود ندارد.
 اما سوال این است که اساسا چرا به اینها بلاکچین گفته می شود؟

 سطح ۷: دیتابیس توزیع شده  آزمایشی (Experimental Distributed Database):

مشخصات : معمولا برای اهداف داخلی شرکت ها استفاده می شود. این دیتابیس های آزمایشی و توزیع شده، در حال دست و پا زدن در مفاهیم مربوط به رمزنگاری و بلاکچین می باشند.

مثال :پیشگامان عرصه بلاکچین ( و نه بیتکوین) و همچنین Digital Assets و R3 Corda ترجیح می دهند بجای کلمه بلاکچین از کلمه “دفتر کل توزیع شده” (DLT)  استفاده نمایند و برای بروز رسانی و مدرنیزه کردن سیستم های قدیمی، از راه حل “دفتر کل توزیع شده” استفاده  کنند.

مزایا : دفتر کل غیر توزیع شده بصورتی طراحی شده که قادر به حسابرسی، مطابقت و مغایرت گیری از اطلاعات موجود در خود می باشد.

 معایب : بدلیل اینکه اساس طراحی این دیتابیس ها بر اهداف درون شرکتی بوده است، استفاده آنها در دنیای بیرون از سازمان و یا شرکت مورد نظر با چالش های زیادی روبرو خواهد بود.

Digital Asset

بعد از کناره گیری مدیرعامل (CEO) شرکت Digital Asset در دسامبر ۲۰۱۸، شاهد کناره گیری مدیر تکنولوژی (CTO) آن در ماه ژانویه بودیم.

سطح ۸: دیتابیس شرکت های بزرگ

مشخصات : این سطح از بلاکچین ها در واقع همان دیتابیس شرکت های بزرگ و شناخته شده در حوزه سرویس های مالی (Fintech) می باشند از آنجایکه آنها در حال استفاده از پایگاه داده های گسترده دربین خود می باشند.

مثال : از شناخته شده ترین شرکت های فینتک که مجبور بودند دیتابیس های خود را بر روی بستر بانک ها ایجاد نمایند می توان به Visa ، MasterCard و PayPal اشاره کرد .

مزایا : با توجه به  سرعت بالا و ثبات این  شبکه ها که توسط شرکت های یاد شده ارایه گردیده اند ، بسیار در حال حاضر محبوب و پرکاربرد می باشند.

معایب : به دلیل استفاده این شرکت ها و حتی استارت آپ ها از زیر ساخت های شبکه بانکی ، دقیقا ما شاهد همان محدودیت های سنتی موجود شبکه های بانکی بر روی اینگونه از دیتابیس ها نیز می باشیم .

سطح ۹: دیتابیس های ملی

مشخصات : بسیار مشابه با دیتابیس های سطح ۸ می باشند با این تفاوت که پیاده سازی این شبکه ها در سطح یک کشور انجام می پذیرد.

مثال : پایگاه داده بانک های مرکزی و دولت ها

مزایا : بهنگام آشفتگی ها و بحران های  اقتصادی ، وجود یک سرویس متمرکز می تواند باعث ایجاد یک ثبات نسبی در حوزه مسایل مالی گردد.

معایب : بانک های مرکزی در راستای پیاده سازی سیاست های کلان دولت ها عمل می نمایند و کاملا با آنها در این خصوص هماهنگ می باشند.در بهترین حالت بانک های مرکزی تبدیل به نهاد های بزرگی می شوند که حذف آنها می تواند فاجعه ای بزرگ برای اقتصاد محسوب شود و  در بدترین حالت دولت ها براحتی دارایی های بانک های مرکزی را به نفع خود استفاده می نمایند.

نتیجه گیری :

بلاکچین های زیادی به تقلید از بلاکچین بیتکوین ایجاد شده اند و هزینه های زیادی صرف زنده ماندن آنها گردیده است .

شاید بتوان بلاکچین های خصوصی و محدود را شبیه شبکه های اینترانتی دانست که در اوایل سال ۲۰۰۰ ظهور کردند اما همه آنها توسط سرویس های مشابه خود که در سطح جهانی و عمومی ارایه شدند ، کم کم محو شدند. باحتمال فراوان تا مدت های زیادی همچنان تراکنش های خرد توسط شبکه های بانکی انجام می گیرند و شاید فقط تعداد محدودی از بلاکچین ها (مانند اتریوم ) انحصار شبکه های متمرکز و مرکزی را تا حدی بتوانند خدشه دار نمایند.

بلاکچین واقعی ، بلاکچینی است که کاملا مستقل باشد و هنگامی که این بلاکچین متولد میشود برای ادامه حیات خود باید به کمترین میزان از دخالت انسان ها وابسته باشد.

تحلیل ما از طیف گسترده بلاکچین که در ۹ سطح مختلف صورت گرفت ، این واقعیت را متذکر می شود که در میان این همه نام فقط و فقط یک بلاکچین واقعی وجود دارد و دیگر بلاکچین ها در عین پیچیدگی در واقع ، در تلاش برای کپی کردن همان یک بلاکچین اصلی و اولیه می باشند  ، درست مانند این است که بخواهیم Big bang را از نو خلق کنیم ، غافل از اینکه هرگز نمی توانیم ، چرا که Big bang  فقط یکبار رخ می دهد!

منبع

اکسچنج غیر متمرکز از نگاهی دیگر

اکسچنج های غیر متمرکز، آن دریای صاف و آرامی که شما فکر می کنید نیستند

اکسچنج

رمز ارزها همواره از پیشگامان تمرکز زدایی بوده اند و اکسچنج های غیر متمرکز از این قاعده مستثنی نیستند.

گفته می شود برای تجارت راحت رمز ارز بدون دخالت قانون گزار و بدون ریسک پرداخت (اطمینان از پرداخت بموقع اکسچنج به هر دو طرف معامله) اکسچنج های غیر متمرکز(DEX) جایگزین اکسچنج های متمرکز(CEX) می شوند .

برای بهتر فهمیدن DEX،اول باید نگاه عمیق تری به مفهوم معامله بیاندازیم.

چرا در معامله به یک واسطه نیاز هست؟

برای نمونه اگر می خواهید ۱ بیتکوین را با ۱۰۰ لایت کوین معامله کنید و با طرف مقابل بر سر قیمت آن به توافق رسیده ایید اما هیچ کدام نمیخواهید ریسک کنید و اولین نفری باشید که خود را ارسال نمایید

بنابر این این سوال که “چی کسی اول معامله را شروع کند؟”  مانع از شروع این معامله میگردد مگر اینکه یکی از طرفین ریسکش را بپذیرد و با فرستادن رمز ارز خود معامله  را شروع کند.

معامله

خوشبختانه، یک واسطه می تواند این مشکل را حل کند . اکسچنج به عنوان یک واسطه تمام سفارشات خرید و فروش مشتریان را نشان میدهد و به صورت خودکار سفارشات مشتریان  را در زمان واقعی تکمیل می نماید.

بعلاوه مشکل “چی کسی اول معامله را شروع کند؟”  نیز توسط اکسچنج ها با در گرو نگه داشتن (escrow) دارایی های طرفین معامله حل می شود و در صورتی که معامله با موفقیت انجام نپذیرد دارایی ها به صاحبانشان بر خواهد گشت.

اسکرو کردن دارایی ها و سرمایه ی مشتریان به ۳ دلیل کار درستی است:

  1. به جای اعتماد به یک فرد نا شناس ،به یک اکسچنج شناخته شده و ثبت شده و قانون مدار اعتماد می کنید.
  2. از آن جایی که خود اکسچنج از این معاملات در آمد دارد و کارمزد از طرفین معامله اخذ می نماید ، بنابراین به سود اکسچنج هست که این معاملات تکرار شود و اکسچنج سعی می کند بستری را به وجود بیاورد تا معاملات بیشتری با موفقیت تکمیل گردند.
  3. در صورت بروز هرگونه مشکلی در انجام معامله ، میتوان از طریق اکسچنج به صورت قانونی پیگیری کرد.

این مدل از اکسچنج ها  از زمان وجود اولین رمز ارزها مانند بیتکوین مورد استفاده قرار گرفته است ،  اما باز هم عاشقان رمز ارز و تمرکز زدایی می خواهند این مدل را با آوردن اکسچنج های غیر متمرکز  گسترش بدهند.

اکسچنج

DEXs چطور کار می کند؟

به مانند اکسچنج های متمرکز ، اکسچنج های غیر متمرکز نیز معاملات را با امنیت بالا فراهم میکنند و  در این نوع از اکسچنج طرفین معامله نیاز به اعتماد به یکدیگر یا حتی اعتماد به اکسچنج ندارند ،به این نوع معامله، معامله ی بی نیاز به اعتمادسازی (trustless) می گویند.

  این ادعا  باعث به وجود آمدن ۲ سوال میشود:

  1. چگونه می شود بدون اعتماد به هیچ شخصی یا موسسه ای که از پول ما نگه داری میکند،  مشکل “چی کسی اول معا مله را شروع کند؟” را حل کرد؟
  2. چگونه سفارشات خرید و فروش تنظیم میشود و تطابق پیدا میکنند ؟ آیا سیستم غیر متمرکز به این معنی هست که سیستم ، تمام معاملات را به صورت  trustless انجام می دهد؟

پاسخ دو  سوال بالا ، توسط اکسچنج های غیر متمرکز با دو ادعا به شرح ذیل پاسخ داده می شوند :

  1. DEXs اجازه می د هد دارایی های دیجیتال به صورت trustless مورد معامله قرار گیرند.
  2. DEXs سفارشات خرید و فروش را به صورت  trustless تنظیم می کند و تطابق می دهد.

ادعای اول. DEXs اجازه می د هد دارایی های دیجیتال به صورت trustless مورد معامله قرار گیرند.

به این معنی است که می شود بدون نگرانی ازاین که  چی کسی اول معامله را شروع می کند؟” و بدون نگرانی از  escrow کردن دارایی ها توسط اکسچنج ، معاملات انجام شود.

در نگاه اول این امر باور پذیر نمی باشد اما با استفاده از روش Atomic Swap  می شود این امر را تحقق بخشید. تعریف ها:

  • آلیس ۱۰۰LTC دارد و باب ۱BTC دارد.
  • آلیس و باب می خواهند سکه های خود را با هم مبادله کنند.
  • قیمت توافقی بین آنها معادل ۱BTC = 100LTC

مفروضات:

  • باب باید ۱BTC  به آلیس بفرستد
  • آلیس باید ۱۰۰LTC  به باب بدهد

Atomic Swap چطور کار می کند؟

  1. آلیس به صورت رندم یک عدد R  انتخاب می کند
  2. آلیس Hash عدد R  را حساب می کند و آن را H  می نامد
  3. آلیس تراکنشی به مبلغ ۱۰۰LTC  انجام می دهد و H  را به پیوست این تراکنش  میفرستد به شرط  این که مقدار R  معلوم بشود
  4. باب نیز تراکنشی به مبلغ ۱BTC  انجام می دهد و همانH  را به پیوست این تراکنش  میفرستد به شرط  این که مقدار R  معلوم بشود
  5. زمانی که آلیس مقدار R  را فاش کند ، هردو تراکنش به صورت هم زمان و اتومات اتفاق می افتد

اما نقصی در این گونه تراکنش وجود دارد.

از آنجایی که آلیس مقدار R  را می داند و برای تکمیل تراکنش(باب ۱۰۰LTC را دریافت کند وآلیس ۱BTC را دریافت کند) نیاز هست که مقدار R  فاش شود، بنابراین قبل از دادن R  به باب ، آلیس می تواند قیمت BTC  را نسبت به LTC چک کند و اگر قیمت کاهش پیدا کند ، مقدار R  را به باب ندهد تا زمان تراکنش منقضی  شود و سکه ای جا به جا نمی شود. و متاسفانه باب برای گرفتن ۱۰۰LTC  کاملا به آلیس وابسته هست و آلیس می تواند تصمیم بگیرد کی مقدار R  را برای باب بفرستد

تراکنش
آلیس
LTC
Atomic Swap
Atomic Swap

در روش Atomic Swap  مشکل “چی کسی اول معامله را شروع می کند؟” بر عکس میشود چرا که همه دوست دارند که شروع کننده ی معامله باشند. چون شروع کننده می تواند مقدار Hash را در اختیار داشته باشد و طرف مقابل باید به شروع کننده اعتماد کند که مقدار Hash را به او بگوید. و این ضربه ی سنگینی به  راندمان و عادلانه بودن بازار می زند.

ادعای دوم:  DEXs سفارشات خرید و فروش را به صورت  trustless تنظیم می کند و تطابق می دهد

در اکسچنج های متمرکز  غالباً به دلیل آنکه گردانندگان این اکسچنج ها بسیاری از اطلاعات ارزشمند  را از کاربران خود  پنهان می کنند ،  در نتیجه همواره به Front-Running و حجم ساختگی بازار (Fake-Volume) متهم می گردند.

اما اکسچنج های غیر متمرکز ادعا دارند که مشکل نبود شفافیت در اکسچنج های را برطرف می نمایند. بعنوان نمونه قرار دادهای بسیار پیچیده هوشمند که سفارشات خرید و فروش DEXs را مدیریت می کند فقط می تواند بر روی شبکه ی Ethereum   اجرا شود چون فقط ETH  توانایی ساپورت این قراردادها رادارد. اما اگر روزانه به صورت میانگین حدود ۱ میلیون تجارت صورت گیرد . با توجه به  سابقه مشکلات این قرارداد های هوشمند و محدودیت های مقیاس پذیری این شبکه ، محال است که این شبکه دوام بیاورد.

DEXs  راه حل خوبی است اما فقط روی کاغذ!

تمرکز زدایی اکسچنج ها خیلی سخت تر از آن چیزی که فکر می کنید به دست می آید. سوال های بی جواب زیادی در این وادی وجود دارد و اکسچنج ها نمیتوانند در واقعیت به تمرکز زدایی کامل برسند وبه قولی که به سرمایه گذاران خود می دهند،عمل نمایند.

اکسچنج

هیچ اکسچنج معتبری من جمله Binance  هم هنوز نتوانسته که کاملا غیر متمرکز شود . ادعای  تمرکز زدایی در حال حاضر در بهترین حالت می تواند نشان دهنده ی مدرن و به روز بودن یک اکسچنج باشد اما با نگاهی بدبینانه، فقط اقدامی است  در جهت بدست آوردن پول شیرین ICO .

Trustless بودن کامل و واقعی و اکسچنج های غیر متمرکز ، می تواند بخشی از آینده ی رمز ارز ها باشد، اما قطعا نه در حال حاضر.

منبع