1 BTC = 71,800,000 تومان

آرشیو فروردین, ۱۳۹۸

اکسچنج غیر متمرکز از نگاهی دیگر

اکسچنج های غیر متمرکز، آن دریای صاف و آرامی که شما فکر می کنید نیستند

رمز ارزها همواره از پیشگامان تمرکز زدایی بوده اند و اکسچنج های غیر متمرکز از این قاعده مستثنی نیستند.

گفته می شود برای تجارت راحت رمز ارز بدون دخالت قانون گزار و بدون ریسک پرداخت (اطمینان از پرداخت بموقع اکسچنج به هر دو طرف معامله) اکسچنج های غیر متمرکز(DEX) جایگزین اکسچنج های متمرکز(CEX) می شوند .

برای بهتر فهمیدن DEX،اول باید نگاه عمیق تری به مفهوم معامله بیاندازیم.

چرا در معامله به یک واسطه نیاز هست؟

برای نمونه اگر می خواهید ۱ بیتکوین را با ۱۰۰ لایت کوین معامله کنید و با طرف مقابل بر سر قیمت آن به توافق رسیده ایید اما هیچ کدام نمیخواهید ریسک کنید و اولین نفری باشید که خود را ارسال نمایید

بنابر این این سوال که “چی کسی اول معامله را شروع کند؟”  مانع از شروع این معامله میگردد مگر اینکه یکی از طرفین ریسکش را بپذیرد و با فرستادن رمز ارز خود معامله  را شروع کند.

خوشبختانه، یک واسطه می تواند این مشکل را حل کند . اکسچنج به عنوان یک واسطه تمام سفارشات خرید و فروش مشتریان را نشان میدهد و به صورت خودکار سفارشات مشتریان  را در زمان واقعی تکمیل می نماید.

بعلاوه مشکل “چی کسی اول معامله را شروع کند؟”  نیز توسط اکسچنج ها با در گرو نگه داشتن (escrow) دارایی های طرفین معامله حل می شود و در صورتی که معامله با موفقیت انجام نپذیرد دارایی ها به صاحبانشان بر خواهد گشت.

اسکرو کردن دارایی ها و سرمایه ی مشتریان به ۳ دلیل کار درستی است:

  1. به جای اعتماد به یک فرد نا شناس ،به یک اکسچنج شناخته شده و ثبت شده و قانون مدار اعتماد می کنید.
  2. از آن جایی که خود اکسچنج از این معاملات در آمد دارد و کارمزد از طرفین معامله اخذ می نماید ، بنابراین به سود اکسچنج هست که این معاملات تکرار شود و اکسچنج سعی می کند بستری را به وجود بیاورد تا معاملات بیشتری با موفقیت تکمیل گردند.
  3. در صورت بروز هرگونه مشکلی در انجام معامله ، میتوان از طریق اکسچنج به صورت قانونی پیگیری کرد.

این مدل از اکسچنج ها  از زمان وجود اولین رمز ارزها مانند بیتکوین مورد استفاده قرار گرفته است ،  اما باز هم عاشقان رمز ارز و تمرکز زدایی می خواهند این مدل را با آوردن اکسچنج های غیر متمرکز  گسترش بدهند.

DEXs چطور کار می کند؟

به مانند اکسچنج های متمرکز ، اکسچنج های غیر متمرکز نیز معاملات را با امنیت بالا فراهم میکنند و  در این نوع از اکسچنج طرفین معامله نیاز به اعتماد به یکدیگر یا حتی اعتماد به اکسچنج ندارند ،به این نوع معامله، معامله ی بی نیاز به اعتمادسازی (trustless) می گویند.

  این ادعا  باعث به وجود آمدن ۲ سوال میشود:

  1. چگونه می شود بدون اعتماد به هیچ شخصی یا موسسه ای که از پول ما نگه داری میکند،  مشکل “چی کسی اول معا مله را شروع کند؟” را حل کرد؟
  2. چگونه سفارشات خرید و فروش تنظیم میشود و تطابق پیدا میکنند ؟ آیا سیستم غیر متمرکز به این معنی هست که سیستم ، تمام معاملات را به صورت  trustless انجام می دهد؟

پاسخ دو  سوال بالا ، توسط اکسچنج های غیر متمرکز با دو ادعا به شرح ذیل پاسخ داده می شوند :

  1. DEXs اجازه می د هد دارایی های دیجیتال به صورت trustless مورد معامله قرار گیرند.
  2. DEXs سفارشات خرید و فروش را به صورت  trustless تنظیم می کند و تطابق می دهد.

ادعای اول. DEXs اجازه می د هد دارایی های دیجیتال به صورت trustless مورد معامله قرار گیرند.

به این معنی است که می شود بدون نگرانی ازاین که  چی کسی اول معامله را شروع می کند؟” و بدون نگرانی از  escrow کردن دارایی ها توسط اکسچنج ، معاملات انجام شود.

در نگاه اول این امر باور پذیر نمی باشد اما با استفاده از روش Atomic Swap  می شود این امر را تحقق بخشید. تعریف ها:

  • آلیس ۱۰۰LTC دارد و باب ۱BTC دارد.
  • آلیس و باب می خواهند سکه های خود را با هم مبادله کنند.
  • قیمت توافقی بین آنها معادل ۱BTC = 100LTC

مفروضات:

  • باب باید ۱BTC  به آلیس بفرستد
  • آلیس باید ۱۰۰LTC  به باب بدهد

Atomic Swap چطور کار می کند؟

  1. آلیس به صورت رندم یک عدد R  انتخاب می کند
  2. آلیس Hash عدد R  را حساب می کند و آن را H  می نامد
  3. آلیس تراکنشی به مبلغ ۱۰۰LTC  انجام می دهد و H  را به پیوست این تراکنش  میفرستد به شرط  این که مقدار R  معلوم بشود
  4. باب نیز تراکنشی به مبلغ ۱BTC  انجام می دهد و همانH  را به پیوست این تراکنش  میفرستد به شرط  این که مقدار R  معلوم بشود
  5. زمانی که آلیس مقدار R  را فاش کند ، هردو تراکنش به صورت هم زمان و اتومات اتفاق می افتد

اما نقصی در این گونه تراکنش وجود دارد.

از آنجایی که آلیس مقدار R  را می داند و برای تکمیل تراکنش(باب ۱۰۰LTC را دریافت کند وآلیس ۱BTC را دریافت کند) نیاز هست که مقدار R  فاش شود، بنابراین قبل از دادن R  به باب ، آلیس می تواند قیمت BTC  را نسبت به LTC چک کند و اگر قیمت کاهش پیدا کند ، مقدار R  را به باب ندهد تا زمان تراکنش منقضی  شود و سکه ای جا به جا نمی شود. و متاسفانه باب برای گرفتن ۱۰۰LTC  کاملا به آلیس وابسته هست و آلیس می تواند تصمیم بگیرد کی مقدار R  را برای باب بفرستد

در روش Atomic Swap  مشکل “چی کسی اول معامله را شروع می کند؟” بر عکس میشود چرا که همه دوست دارند که شروع کننده ی معامله باشند. چون شروع کننده می تواند مقدار Hash را در اختیار داشته باشد و طرف مقابل باید به شروع کننده اعتماد کند که مقدار Hash را به او بگوید. و این ضربه ی سنگینی به  راندمان و عادلانه بودن بازار می زند.

ادعای دوم:  DEXs سفارشات خرید و فروش را به صورت  trustless تنظیم می کند و تطابق می دهد

در اکسچنج های متمرکز  غالباً به دلیل آنکه گردانندگان این اکسچنج ها بسیاری از اطلاعات ارزشمند  را از کاربران خود  پنهان می کنند ،  در نتیجه همواره به Front-Running و حجم ساختگی بازار (Fake-Volume) متهم می گردند.

اما اکسچنج های غیر متمرکز ادعا دارند که مشکل نبود شفافیت در اکسچنج های را برطرف می نمایند. بعنوان نمونه قرار دادهای بسیار پیچیده هوشمند که سفارشات خرید و فروش DEXs را مدیریت می کند فقط می تواند بر روی شبکه ی Ethereum   اجرا شود چون فقط ETH  توانایی ساپورت این قراردادها رادارد. اما اگر روزانه به صورت میانگین حدود ۱ میلیون تجارت صورت گیرد . با توجه به  سابقه مشکلات این قرارداد های هوشمند و محدودیت های مقیاس پذیری این شبکه ، محال است که این شبکه دوام بیاورد.

DEXs  راه حل خوبی است اما فقط روی کاغذ!

تمرکز زدایی اکسچنج ها خیلی سخت تر از آن چیزی که فکر می کنید به دست می آید. سوال های بی جواب زیادی در این وادی وجود دارد و اکسچنج ها نمیتوانند در واقعیت به تمرکز زدایی کامل برسند وبه قولی که به سرمایه گذاران خود می دهند،عمل نمایند.

هیچ اکسچنج معتبری من جمله Binance  هم هنوز نتوانسته که کاملا غیر متمرکز شود . ادعای  تمرکز زدایی در حال حاضر در بهترین حالت می تواند نشان دهنده ی مدرن و به روز بودن یک اکسچنج باشد اما با نگاهی بدبینانه، فقط اقدامی است  در جهت بدست آوردن پول شیرین ICO .

Trustless بودن کامل و واقعی و اکسچنج های غیر متمرکز ، می تواند بخشی از آینده ی رمز ارز ها باشد، اما قطعا نه در حال حاضر.

منبع

پنج تصوراشتباه درباره بلاکچین

طلای دیجیتال یا آشغال دیجیتال؟

جنجال های بحث برانگیزی در حوزه بلاکچین و  رمزارزها وجود دارد. این مقاله تلاش دارد به روشن شدن حقایق بلاکچین بپردازد.

بلاکچین چیست؟

قطعا تعاریف زیادی از بلاکچین در اینترنت خواهید یافت و یا از اشخاص مختلف شنیده اید.

 بلاکچین یک دفتر کل  با سه مشخصه اصلی است:

  1. تمرکز زدایی (Decentralization): هر فردی که به یک کامپیوتر دسترسی داشته باشد، می تواند عضوی از شبکه شود. (بدون آنکه نیاز به مجوز شخص و یا نهادی داشته باشد )
  2. شفافیت (Transparency): تمامی تراکنشهای موجود بر روی شبکه بلاکچین، برای عموم قابل رویت می باشد.
  3. تغییر ناپذیر (Immutability): تمام اطلاعات موجود در بلاکچین، بدون تغییر، تا ابد باقی خواهد ماند.

بیتکوین جایگزین پول نقد می شود، فساد مالی کنترل می شود، به کمک قرارداد های هوشمند، جنگلها نجات می یابند و … در مورد کاربردها و تا پیامدهای بلاکچین اغراق بسیاری صورت گرفته است .

عموم مردم بلاکچین را همانند لوبیای سحرامیزی می دانند که موجب تحولاتی شگرف خواهد شد.

مساله اول: آیا به بلاکچین نیاز داریم؟

در واقع پاسخ منفی است.

اغلب شرکت هایی که به دنبال نوآوری هستند، بلاکچین را راه حلی مناسب برای آن می پندارند. اما بلاکچین، درمان قطعی برای نوآوری در کسب و کار نخواهد بود. از استارتاپ ها گرفته تا کمپانی های بزرگ، میلیونها دلار هزینه صرف ادغام تکنولوژی بلاکچین با کسب و کار فعلی خود کرده اند. بر اساس مقاله ای که  در وبسایت  Cryptoslate چاپ شده است ، بسیاری از سرمایه گذاران میلیاردها دلار صرف ایده های ضعیف و غیر منطقی نموده اند. بنابر این نباید فریفته کلمات زیبا و در عین حال تو خالی شد.

پاسخ منطقی: برای نوآوری فقط به بلاکچین نیاز ندارید.

مساله دوم: آیا بلاکچین ما را ثروتمند می کند؟

در حالی که برخی صرفا به کمک واژه بلاکچین موفق به کسب ثروت شده اند، این مساله در حال تغییر است. بدین معنی که مساله ورود به عرصه بلاکچین توسط کمپانی ها از منظر کاربرد عملی این تکنولوژی، منابع انسانی، زمان و دانش فنی مورد نیاز همواره دست کم گرفته شده است. حتی کمپانی های بزرگ در زمینه بلاکچین، مانند اتریوم نیز با این مشکلات مواجه می باشند.

پاسخ منطقی: این روزها استفاده از بلاکچین، منجر به ثروت زیاد نخواهد شد.

مساله سوم: آیا بلاکچین موجب تسریع و کارامدی فرایندها می گردد؟

علیرغم شهرت بلاکچین برای سرعت بالا، در زمینه تراکنش های مالی، این فناوری در مقایسه با رقبای فعلی خود (ویزا کارت با ۱۶۶۷ و پی پال با ۱۹۳ تراکنش در ثانیه) بسیار کندتر عمل می کند. (برای مثال بیتکوین، ۷ تراکنش در ثانیه) بنابراین مسیر زیادی تا استفاده از بیتکوین برای خرید یک قهوه مانده است.

در عوض بلاکچین از قابلیت بالایی برای بررسی و برقراری امنیت تراکنش برخوردار است.

لذا کسانی که تصور می کنند که می توانند براحتی از تکنولوژی بلاکچین در جهت بهبود شرایط کسب و کار خود استفاده کنند، فهم درستی از این تکنولوژی ندارند.

پاسخ منطقی: بلاکچین با کاهش سرعت و افزایش پیچیدگی همراه است

مساله چهارم: آیا بلاکچین قادر به حل مشکلات پایگاه داده ما می باشد؟

حجم اطلاعات در بلاکچین، نامحدود نیست. برای مثال هر بلاک بیتکوین، بین ۱ تا ۲ مگابایت حجم دارد. دلیل عدم افزایش این حجم آن است که بالا بردن حجم بلاک، دسترسی دموکراتیک به آن را کمتر می کند که بر خلاف ذات رمزارزها می باشد.

علیرغم این که شبکه لایتنینگ، در حال آماده سازی برای حل مشکل مقیاس پذیری بیتکوین می باشد، هم اکنون در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات جدی می باشد.

پاسخ منطقی: بلاکچین قادر به ذخیره اطلاعات نامحدود نمی باشد.

مساله پنجم: آیا عدم تمرکز بلاکچین، دلیل برتری آن است؟

حالا که مساله تمرکز زدایی بلاکچین، دیگر مانند سال ۲۰۱۷ مورد توجه نیست، مشکلات مربوطه بیشتر نمایان شده اند. اغلب اکسچنج ها در تئوری غیر متمرکز هستند ولی در عمل چنین نیست.

برای مثال رکورد حجم معاملات انجام شده در اکسچنج غیرمتمرکز Radar Relay در یک روز، ۲۰۰۰ دلار ثبت شده است، بنابرابن دستیابی به تمرکز زدایی کامل ، در گذر زمان و با صرف هزینه حاصل می شود.

بعنوان نمونه بیتکوین بعد از گذشت ۱۰ سال و صرف هزینه های بالا ، اکنون بعنوان یک بلاکچین کاملا تمرکززدایی شده شناخته می شود تا جایی که هک ۵۱% بلاکچین بیتکوین، حدودا ۱٫۵ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت که علاوه بر این هزینه سنگین، هک کردن ۵۱% شبکه، عملا امکانپذیر نمی باشد، زیرا ایجاد کوچکترین خللی در شبکه بلاکچین، سبب از بین رفتن اعتماد عمومی و در نتیجه نابودی ارزش آن می گردد و این امر انگیزه هک را از ابتدا نابود میکند.

پاسخ منطقی: تمرکز زدایی پرهزینه و زمانبراست .

حرف آخر: تکنولوژه بلاکچین ، فوق العاده است، ولی آن لوبیای سحرآمیزی که جک را بالای ابرها برد، نیست.

منبع